محمدمهدی دادگو شخصیت بسیار جالبی داشت؛ یکی از ویژگیهای شخصیتی او این بود که انسان بسیار خوش محضری بود و از همنشینی با او لذت میبردیم. انسانی مردمدار و مهربان و البته بسیار حرفهای است. نکته دیگر اینکه فرد ذوفنونی در سینماست؛ به این معنا که اگر تهیه کنندگی فیلمی را میپذیرد آن حتما فیلم موفقی است چرا که بر تمامی رشته ها و افراد شناخت دارد.
«خانه دوست کجاست؟» نقطهای مهم در مسیر شکلگیری سینمای نوین ایران بود؛ فیلمی که با اصرار بر سادگی، صداقت و نگاه انسانی، نشان داد سینمای ایران میتواند زبان و هویت مستقل خود را پیدا کند و از مرزهای جغرافیایی فراتر برود.
ما حداقل در دوران معاصر خوب میدانیم که به شدت دچار نسیان فرهنگی شدهایم. یادمان رفته که چه کسی هستیم و سرزمینمان کجاست. صدها مثال میتوانم بزنم که چطور این را از یاد بردهایم. در چنین روزگاری آیا نباید دوباره به یاد جامعه بیاوریم که کیست؟ متأسفانه در عمل خلاف این پیش رفتهایم.
«یه حبه قند» فیلمی شیرین، بیتکلف و سرشار از زندگی است؛ آینهای از فرهنگ و خاطرات ایرانی که تماشاگر را با چهرهای آشنا و فراموششده از خودش روبهرو میکند.
جامعه شهری ایران در حال بازگشت به شهر و کشف دوباره هویت و قصههای مکانهای شهری است؛ تغییری که نشانههای آن را میتوان در رشد سینمای مستند درباره تهران و افزایش مطالبه برای کیفیت و زندگی شهری دید.