1 فکر می‌کنند “حس دورافتادگی؛ درباره روستای تاریخی میمند

  1. مانی کلانی

    ضمن تایید صحبت های آقای بهشتی، واقعیتی به نام تکنیک نیز در کار تشدید این دورافتادگی در عین نزدیک بوده گی به این مکان ها، حجم غرابت ما را چند برابر می کند. مشخصا اشاره ام به عکاسی توریستی گردشگران است، که تصویری انباشته در پرونده های گرد و غبار گرفته هارددیسک ها و کامپیوترها را رهآورد سفر به میمند می کند. ولی این داستان را از سر ذکر مصیبت نگفتم که ما در حین مواجهه با دورافتاده ترین ها نیز تنها ایماژ میمند را از آن به یادگار نمی بریم بلکه خواستم تاکید کنم که عکس بی خاطره مشکل زاست و خاطره جمعی هم زمانی حاصل می شود که گردشگر با میمندی کار و دقبقا کار مشترکی را انجام دهد اما این کار قطعا مبادله اقتصادی و خرید و فروش سوغات میمند نیست بلکه نوعی یافتن «خود میمندی» گردشگر است. آن وجه ممیزه و مشخصه میمندی بودن باید با کاری در آن «زمان / مکان میمند» – که به زعم آقای بهشتی برای خود خود “جایی” است – باز تعریف شود و به توریست توصیه شود و این سخت ترین کار مردمشناس است. اما می توان گمانه هایی زد: در دل غار بودن ما را به یاد ارواح زیرین زمین می اندازد و نوعی پنهان شدگی عمیق ترین احساساتمان در یکی شدن با طبیعت به این معنا که در آن تاریکی و دل سنگ، نور شمعی روشن می شود تا پس از کندن همه تعلقاتمان به شغل و شخصیت و منافع فردی و در پس آن تاریکی، ارواح زیرین به ما این رخصت را بدهند تا بر ترس از خود گفتن چیره شویم و صحبت آغاز کنیم در دهکده ای فرورفته در کوه که پرده ها در آن فرو می افتد و ترس از بی آبرویی در دل تاریکی اش به ما اجازه می دهد که از تعلقاتمان و عشق شکست خورده امان به دیگری صحبت کنیم. غار تاریک است و گردشگر رها از قضاوت دیگران، خود میمندی اش را بازگو می کند و من همه اینها را بی وجه مطالعه تاریخ میمند خواندم که تنها گمانه زنی صرف بود و تعمقی عمیق تر در موضوع و نه چیزی بیش از آن.

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *